در دهههای اخیر، برخی جریانهای فکری معاصر کوشیدهاند با ارائه تفسیری آرمانشهری از مدینهالنبی، الگویی از «طراحی و شهرسازی نبوی» استخراج کنند. این رویکرد، مدینه عصر نبوی را نخستین دستاورد تمدن اسلامی در عرصه برنامهریزی کالبدی دانسته و با طرح ادعاهایی چون مرکزیت هندسی مسجد النبی، توزیع سامانیافته اراضی، و تقدم زیست شهری بر پایه انگارههایی نظیر نهی از «التعرب بعد الهجره»، در صدد تئوریزهکردن این فرضیه برآمده است. این مقاله با رویکردی انتقادی و با تکیه بر متون جغرافیایی کهن، اسناد تاریخی و تحلیل نقشههای کالبدی، نشان میدهد که سکونتگاههای یثرب تا پایان حیات پیامبر (ص) ساختار نامتمرکز، و روستایی خود را حفظ کرده بودند و تحول آن به شهری محصور با بارو و مرکزیتی معین، پدیدهای متأخر و متعلق به سدههای پسین است. شواهد جغرافیایی حاکی از آن است که مسجد النبی نه در مرکز یثرب، بلکه در یثرب سفلی و در نزدیکی باروی شرقی قرار داشته و کاربرد قرآنی واژه «مدینه» یا نهی از بیاباننشینی نیز دلالتی بر مهندسی کالبدی پیشینی ندارد. بدینترتیب، فرضیه طراحی شهری نبوی برآمده از زمانپریشی و فرافکنی نقشههای متأخر بر صدر اسلام است؛ امری که ضرورت تفکیک میان «سنت اجتماعی و حقوقی اسلام» با «مهندسی کالبدی شهر» را آشکار میسازد.
نوع مطالعه: پژوهشي |
موضوع مقاله: تاریخ اسلام/تاریخ صدر اسلام دریافت: 1404/9/11 | ویرایش نهایی: 1405/7/11 | پذیرش: 1405/7/10 | انتشار الکترونیک پیش از انتشار نهایی: 1405/7/11