نهاد وکالت از مهمترین سازوکارهای سازمانی در تاریخ امامیه است که در بستر شرایط سیاسی و اجتماعی سدههای نخستین شکل گرفت و در دوره غیبت صغری به اوج کارکرد خود رسید. این پژوهش با رویکردی تاریخی_تحلیلی به بررسی کارکردهای سیاسی این نهاد در عصر غیبت صغری و نیز نقد خوانش ادموند هایز از فرایند مشروعیتسازی سیاسی در امامیه میپردازد. مسئله اصلی پژوهش تبیین نسبت میان مبنای کلامی مشروعیت در نظریه امامت و سازوکارهای تاریخی اعمال اقتدار در شبکه وکالت است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که شبکه وکالت، افزون بر کارکردهای ارتباطی و مالی، نقشی مؤثر در سازماندهی رابطه میان امام و جامعه شیعی، مدیریت امور دینی و مالی، و مواجهه با مدعیان دروغین نیابت ایفا میکرد.بررسی انتقادی خوانش هایز نیز نشان میدهد که هرچند تأکید وی بر ابعاد نهادی و اجتماعی این پدیده برای فهم تاریخی آن اهمیت دارد، اما تقلیل مسئله مشروعیت به سازوکارهای نهادی، بدون توجه به مبنای کلامی امامت، تصویری کامل از کارکرد و معنای نهاد وکالت در سنت امامیه به دست نمیدهد.
نوع مطالعه: پژوهشي |
موضوع مقاله: تاریخ اسلام/میان رشته ای دریافت: 1405/2/20 | ویرایش نهایی: 1405/7/11 | پذیرش: 1405/6/8 | انتشار الکترونیک پیش از انتشار نهایی: 1405/7/11