چکیده
این مقاله به بررسی مفهوم «قیاس» در اندیشه اسماعیلیه، با تمرکز بر گفتمان دوره قیامت الموت و بهویژه در دیوان قائمیات حسن محمود کاتب میپردازد. در منظومه فکری اسماعیلی، قیاس بهمثابه کاربرد عقل فردی و استدلال جزئی، بهعنوان روشی نادرست و خطرناک در شناخت حقیقت الهی طرد شده است. یافتههای این پژوهش که با روش تحلیل تاریخی-متنی انجام شده، نشان میدهد که اسماعیلیان، دستیابی به معرفت حقیقی را نه از طریق قیاس شخصی، بلکه تنها در پرتو «تعلیم معلم صادق» یا امام زمان ممکن میدانند.
در دیوان قائمیات، این نقد در قالب مفاهیمی کلیدی مانند «قیاس خطا» و «طریق قیاس» تجلی یافته که سرچشمه ضلالت، مانع خودشناسی و امامشناسی، و نشانه پیروی از هوی و هوس معرفی میشوند. در مقابل، قائم قیامت بهعنوان منبع نورانی و یگانه تعلیمدهنده حقیقی قرار دارد که رهایی از قیاسِ گمراهکننده را ممکن میسازد. بررسی تطبیقی با آرای اندیشمندانی چون ناصرخسرو، خواجه نصیرالدین طوسی و نزاری قهستانی، همسویی کامل این انگاره را در سنت اسماعیلی تأیید میکند.
نوع مطالعه: پژوهشي |
موضوع مقاله: تاریخ اسلام/میان رشته ای دریافت: 1404/7/24 | ویرایش نهایی: 1405/4/1 | پذیرش: 1405/1/10 | انتشار الکترونیک پیش از انتشار نهایی: 1405/4/1