فاطمه جان احمدی، آرمیندخت امین،
دوره ۱۰، شماره ۳۸ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده
فاس یکی از مهمترین، متمایزترین و تأثیرگذارترین پایتختها در گسترهی تمدن اسلامی در مغرب الاقصی است که توسط ادریسبنادریسبنعبدالله (۲۱۳-۱۸۷ق./ ۸۲۸-۸۰۳م) در میانه سالهای ۱۹۳-۱۹۲ ق. تأسیس گردید. میزان تأثیرگذاری فرهنگی و تمدنی فاس در مغرب الاقصی معلول عواملی چند از جمله مکانگزینی ژرفنگرانه و دقیق آن میباشد. بر این اساس پژوهش پیش رو به بررسی علل و عوامل جغرافیایی و سیاسی مؤثر بر این مکانگزینی میپردازد. پژوهش به این نتیجه دست یافت که عوامل بازدارنده و تهدیدآفرین سیاسی و جغرافیایی در درون و بیرون قلمرو حاکمیتی ادریس دوم او را برآن داشت که پایتخت خود را از شهر تا اندازهای دور و غیرراهبردی ولیلی به عنوان مرکز سیاسی بربرهای اوربه در نزدیکی قلمرو امویان اندلس به نقطهای مرکزی در قلب مغربالاقصی انتقال دهد. وی در این مکانگزینی موفق شد علاوه بر فاصله گرفتن از مرکز رؤسای جاهطلب قبیله اوربه و استقرار در پایتختی مستقل با ساختارو ماهیتی جدید و نیز مصونیت نسبی در مقابل حملات احتمالی امویان اندلس (۴۲۲-۱۳۸ ق./۷۵۶ـ۱۰۳۱ م)، با استقرار در میانیترین نقطه مغربالاقصی ضمن رصد مناطق مهم و استراتژیکی مغربالاقصی و مغربالاوسط و حرکات حکومتهای رقیب بنورستم (۱۶۱- ۲۹۶ق./ ۷۷۸- ۹۰۹م)و بنومدرار(۱۵۵-۳۶۶ق./ ۸۲۳ـ۹۷۷ م)، بر بخشهایی از اقیانوساطلس نیز نظارت داشته باشد. در این مکانگزینی برخورداری از موقعیت ممتاز تجاری و سوقالجیشی، موقعیت ممتاز زیستمحیطی و نیز مسائل دفاعی برای دستیابی به پایتختی ماندگار و تأثیرگذار در نظر گرفته شده بود.